عبد الرزاق اللاهيجي
242
گوهر مراد ( فارسى )
او . و ثبوت مفهوم علم براى شىء اعم است از اينكه صفت علم قائم باشد به ذات او يا ذات او عين علم باشد ، « 1 » يعنى ذات او ذاتى بود كه اثر علم مترتب بود بر او ؛ چه حقيقت علم آن است كه اثر علم بر او مترتب شود ، خواه صفتى باشد قائم به ذات شيء و خواه نفس ذات شيء . اگر كسى « 2 » گويد « 3 » كه لفظ مشتق در لغت ، موضوع است براى ذاتى كه قائم باشد مبدأ اشتقاق به او . جواب گوييم : اوّلا كه لا نسلّم كه لفظ مشتق موضوع باشد براى معنى مذكور ، بلكه موضوع است براى ذاتى كه ثابت باشد مفهوم مبدأ اشتقاق براى او ؛ اعمّ از اينكه ثبوت مفهوم مبدأ به اعتبار قيام مبدأ باشد يا به اعتبار ترتّب اثر مبدأ . و بر تقدير تسليم گوييم : وضع لغت براى تفاهم اهل عرف است و علوم الهيّه و همچنين ساير علوم عقليّه مستفاد از موضوعات لغوى و متفاهم اهل عرف نيست ، بلكه مستفاد از براهين عقليّه است . و چون حكم عقلى از جهت برهان ثابت شد ، در اطلاق لفظ مناسبتى و تجوّزى كافى تواند بود ، چنان كه در اطلاق لفظ موجود بر واجب تعالى . چه قيام وجود كه مبدأ اشتقاق اوست ، ممتنع است بر ذات واجب ، چنان كه دانسته شد . و برهان عينيّت صفات ، در واجب الوجود ، چند چيز است : اوّل : آنكه اگر صفات واجب زايد باشد « 4 » بر ذات و قائم به ذات و اجب ، خواه مستند به ذات واجب باشد و خواه مستند به غير ، كه بالضّروره متأخّر خواهد بود بالذّات از ذات واجب . و واجب در مرتبهء ذات كه مقدم است بر صفات ، خالى خواهد بود از صفات . و در آن مرتبهء متقدّمهاى كه صفات هنوز موجود نيست امكان صفات خواهد بود ، به اين معنى كه مرتبه ، ظرف
--> ( 1 ) اصول كافى 1 / 107 باب صفات ذات . ( 2 ) ب : « كسى » ندارد . ( 3 ) ب : گويند . ( 4 ) ب : باشند .